١:معبد ارتمیس:معبد ارتمیس یا دیانا در حدود سال ٣۵٠ پیش از میلاد در افسون ترکیه ساخته شد اما با یورش وحشیانه "گت ها"در سال ٢۶٢ بعد از میلاد بکلی نابود شد.
٢:مجمه ی بزرگ رودس:مجسمه ی ٣۵ متری هلیوس یا اپولو که در حدود سال٢٨٠-٢٩٢ پیش از میلاد ساخته شد که در ابتدا مجسمه ای با حالت نشسته در مدخل بندرگاه "رودس"قرار داشت.این مجسمه در اثر زمین لرزه ای که در حدود سال ٢٢۴ بعد از میلاد رخ داد کاملا از بین رفت.
٣:مقبره باشکوه موسولیوم:مقبره پادشاه موسولوس از شهر کاریا در هالیکارناسوس که اینک بنام"بوردوم"از کشور ترکیه فعلی میباشد قرار داشت.سال ساخت این مقبره مربوط بسال ٣٢۵ پیش از میلاد میباشد.
۴:چراغ دریائی فاروس:اولین چراغ دریائی در حدود سال ٢٧٠ پیش از میلاد و در جزیره ی فاروس در ساحل دریای مصر ساخته شد.ارتفاع ان ١٢٢ متر بود.این چراغ دریائی احتمالا در اثر زلزله ای که در سال ٣۵٧ پیش از میلاد رخ داد از بین رفته است.
۵:باغ های معلق:تا کنون هیچگونه نشانه و اثری از بقایای مربوط به باغهای معلق "سمیرامیس"در بابل کشور عراق کنونی بدست نیامده است.این باغها در حدود سال ۶٠٠ قبل میلاد ساخته شده است.
۶:مجسمه ی زئوس فیدیاس مجسمه ی ساز معروف مجسمه ی زئوس را به ارتفاع ١٢ متر از سنگ مرمر و طلا و عاج ساخته است.این مجسمه ابتدا در المپیاد کشور یونان و در حدود سال ۴۵٠ پیش از میلاد ساخته شده است و بعدها به شهر استامبول در ترکیه منتقل گردید اما در اثر اتش سوزی از بین رفت.
٧:اهرام:اهرام گیزا"قیزا"در مصر در طول ۴/٣ مدت از حکومت فراعنه مصر ساخته شدند.هرم بزرگ معروف به افق خوفو در حدود سال ٢۵۵٠ پیش از میلاد ساخته شد و در حدود ١۴۶۶ متر ارتفاع و بلندی ان میباشد.
سلام.چهل روز از حادثه ی تلخ فوت مرحوم شکیبائی میگذره.چهل روزه که دیگه سینمای ایران دیگه هامون نداره.دیگه نه صدای ماندگار مهربانی روشنه و نه چشمی به امید.
راننده ی اتوبوس شب اینبار مسافر جاده ی ابدیت شد تا بقول رضا کیانیان: خسرو سینمای ایران را در حالی تنها گذاشت و رفت که هنوز خیلی ها با او کار داشتند.خیلی از جوانها هنوز در لحظات تنهائی به دکلمه های شیرین او گوش میدادند. ولی افسوس که دست اجل دوست و دشمن نمیشناسد.عاشق و معشوق نمیشناسد.
در حالیکه چهل روز است که خسرو شکیبائی چشم در خاک دارد دیگه کسی کاری نداره که او در جلد هامون فرو رفته یا رضا صباحی. فقط و فقط یاد و خاطره ای از خود خسرو برای تمام دوستان باقی ماند.
و این واسه همه ی ما کافیست.دیگه هیچ انتظاری ازش نداریم نه حکمی واسش مینویسند نه خانه ی سبزی برای او میسازند و نه کیمیا مس مرگ را به هستی تبدیل میکند.این روزها فقط کاغذهای بی خط با نام و یاد او پر میشوند و روانه ی کوچه ها و خیابانها میشوند که روزی روزگاری ما خسرو شکیبائی داشتیم و امروز نداریم
شکیبائی عزیز در این ٣٠ سال سایه به سایه با تو امدیم و عاشقانه نقش افرینی ات را از نظر گذراندیم و میدانستیم که با ما دردهای مشترک زیادی داری.و حالا بیادت هنوزم با دیدن فیلم هات خاطراتت را مرور میکنیم
خسرو جان اسوده بخواب که دیگر کسی مزاحم تو نمیشود این حرف دیگر بلوف نیست بلکه حقیقت محض است.مطمئن باش وقتی خواهران غریب بسراغت میان نرم و اهسته میان تا چینی نازک تنهائی پدر ترک برندارد.
ازتون یه خواهش دارم میخوام وقتی این مطلبو میخونید یه فاتحه واسه شادی خسرو شکیبائی عزیز نثار کنید. جای خالیش هنوزم واسمون سخته.اسوده بخواب .
ارام
