"«شعر من در مدح هیچ کس نیست
و نمیسرایم تا بیگانهای بگرید
من برای بخش کوچک و دوردست سرزمینم میسرایم
که هر چند باریکهای بیش نیست
اما ژرفایش را پایانی نیست
شعر من آغاز و پایان همه چیز است شعری سرشار از شجاعت شعری همیشه زنده و تازه و پویا "
"زندگی"
ویکتور خارا در روستائی فقیر در11سمپتامبر 1923 میلادی در شیلی بدنیا آمد.مادرش شعرهای بومی میسرود و بدین ترتیب خارا از کودکی با ترانه های روستائی اشنا شد.با نقل مکان خانواده ی خارا به شهر سانتیاگو او با محیطی متفاوت از جامعه ی روستائی اشنا شد.خارا پس از مرگ مادرش دچار خلاء عاطفی شد و بمدرسه ی دینی رفت.اما پس از دو سال انجارا ترک کرد و عازم دوره ی اجباری نظامی شد.پس از پایان دوره ی سربازی خارا به دانشگاه رفت و در آنجا به مطالعه موسیقی بومی شیلی پرداخت.
" فعالیت "
ویکتور خارا در سال 1969 همزمان با سالهای پرالتهاب در شیلی نخستین آلبوم خود را به بازار فرستاد.آشنائی با تفکرات سوسیالیستی تاثیر مهمی در افکار و زندگی او بجا گذاشت و هویتی ضد امپریالیستی به موسیقی او بخشید.
در سال 1969 حزب کمونیست سوسیالیستها و دیگر گروههای چپ شیلی ائتلافی به نام " جمعیت مردم " تشکیل دادند که یک سال بعد با معرفی " سالوادور آلنده " بعنوان کاندیدا وارد رقابت انتخاباتی شد.در این زمان خارا در استادیوم شیلی شهر سانتیاگو کنسرت بزرگی برپا کرد. پس از پیروزی حزب "اتحاد مردم " در انتخابات، خارا طی سالهای 70 تا 73 به سراسر شیلی سفر کرد و برای کارگران معدن و کارخانه ها ،دانشجویان و دانش آموزان کنسرت برپا کرد و در این مدت 4 آلبوم منتشر کرد.
" مرگ "
در 15 سپتامبر 1973 با وقوع کودتای پینوشه بسیاری از انقلابیون پیشرو از جمله آلنده به قتل رسیدند و بسیاری دیگر بازداشت شدند.خارا نیز در جمع دانشجویان دانشکده فنی دستگیر شدو بهمراه تعداد زیادی از دانشجویان به استادیوم سانتیاگو منتقل شد.در آنجا استخوانهای دست و انگشتهای اورا شکستند و از او خواستند در حضور سایر بازداشت شدگان آواز بخواند و او ترانه ی " ما پیروز خواهیم شد "که سرود مخصوص حزب اتحاد مردمی بود خواند.
و در 16 سپتامبر جسد تیرباران شده او را در کنار خیابان پیدا کردند
" آخرین ترانه "
آخرین ترانه او که حکم وصیتنامه ش را داشت بروی تکه ای از روزنامه نوشته شده بود و توسط یکی از افرادی که از استادیوم شیلی جان سالم بدر برد بدست همسرش رسید.
"پنج هزار نفر این جائیم در این بخش کوچک شهر
چه دشوار است سرودی سر کردن انگاه که وحشت را آواز میخوانیم
وحشت آنکه من زنده ام وحشت آنکه من میمیرم
خود را در انبوه اینهمه دیدن و در میان این لحظه های بیشمار ابدیت
که در آن سکوت و فریاد هست لحظه ی پایان آوازم رقم میخورد "
پینوشت: ویکتور خارا شاعر آواز خوان و انقلابی شیلیائی که در جریان کودتای نظامی آگوستو پینوشه علیه سالوادور آلنده در کودتای شیلی بقتل رسید.خارا، همواره در طول زندگی خود بخاطر شرکت در جنبش نوین موسیقی و احیای سنن موسیقیایی آمریکای لاتین، مورد احترام بود . وی بخاطر مقاومتش در برابر کودتای نظامی شیلی، پس از مرگ، در سرتاسر جهان بصورت یک الهام در آمد
پینوشت: بهنام عزیز میدونم چقد شخصیت ویکتور خارا و آهنگهای ویکتور خارا دوست داری و اینکه دوست داشتی زندگینامه شو بنویسم.خب اهنگاشم قرار بود واسم ایمیل کنی تا همراه نوشتن زندگینامه ش بتونم اهنگشو پخش کنم .خب قسمت نشد بیخیال. من این مطلبو تقدیم میکنم به خودت و امیدوارم همیشه موفق باشی و مرسی واسه فرستادن عکسهای ویکتور خارا
راستی وقت نوشتن این مطلب باز ماه و فلک و خورشید و .......دست بدست هم دادن و بارون میاد میبینی بازم پیش خدا چقد پارتی دارم
" با تشکر از بهنام عزیز واسه عکسها"
"آرام دخت کوروش"
